السيد موسى الشبيري الزنجاني
6258
كتاب النكاح ( فارسى )
توارث بين زوجين را مىگويد و در مورد روايات هم بايد گفت : اولًا : روايات باب متعارض است و از جهت سندى ضعيف ثانياً : خبر واحد روى بعضى از مبانى نمىتواند مخصص آيات قرآن باشد . توضيح اين كه : شهيد مىفرمايد چون روايات متعارض است ، روايات را كنار مىگذاريم و به آيه قرآن كه براى مطلق ازواج ارث را ثابت كرده تمسك مىكنيم . نقد استاد بر كلام شهيد ثانى : اين بحث در اصول آمده و ما مكرر بحث كردهايم كه اگر اخبار متعارض شد بر فرض كه جمع دلالى هم نداشت ( كه به نظر ما جمع دلالى دارد ) و هيچ مرجحى هم نبود ، در عين حال ( همانطور كه در كفايه بحث شده ) اين دو دليل متعارض نسبت به مدلول مطابقى خودشان از حجيت مىافتند ولى راجع به نفى ثالث حجت هستند ، مثلًا : اگر دليلى گفت نماز تعييناً بايد قصر باشد و دليل ديگر گفت تعييناً بايد تمام باشد اين دو براى اين كه حكم ، تخييرى نيست حجت هستند . در ما نحن فيه هم دو دسته روايت متعارض داريم كه اين روايات در اين كه فى الجمله ارث منتفى است با هم تطابق دارند چون يك دسته مىگويد مطلقا ارث نيست و يك دسته مىگويد با شرط كردن ارث نيست . پس مىتوانند هم آيه و هم آن سه را كه مىگويند مطلقا ارث مىبرد تقييد بزنند ، يعنى اين دو دسته براى نفى ثالث كه همان تساوى متعه با دائم است كافى است ؛ بنابراين حتى بر فرض تعارض و عدم وجود مرجحات در روايات نبايد روايات را كنار بگذاريم و به آيه براى اثبات ارث در مطلق ازدواج تمسك كنيم ، بلكه بايد بگوييم نتيجه اين تعارض رد تساوى متعه و دائم است . 2 - قرآن را با خبر واحد نمىشود تخصيص زد لذا همسر متعهاى زوجه است و توارث بين زوجين شامل عقد انقطاعى هم مىشود .